A+ A A-

«صلح کسب و کار من است»

قهرمان داستان ما مسیر پر پیچ و خمی را انتخاب کرده قرار است او را به رویای نوجوانی اش برساند؛ آژانس سلامتی سازمان ملل
برگرفته از «همشهری جوان»، نوشتهٔ سمانه رحیمی

بچه‌های موزهٔ صلح تهران هم تعجّب کرده بودند. تعجّب کرده بودند از این که هنوز آدمی پیدا می‌شود که این طور پیگیر، هر روز رزومه‌اش را به ایمیل موزه می‌فرستد. باورشان نمی‌شد با این که جوابی به ایمیل‌های رگباری او نمی‌دهند، این روند قطع نمی‌شود. این‌ها را مارال یک سال بعد فهمید. چند ماه بعد از این که یک ایمیل از موزهٔ صلح دریافت کرد که: «دقیقن یادم نیست ایمیل چی بود! منظورشان این بود که گفتم: بیا بنشینیم، حرف بزنیم و ببینیم حرف حسابت چیست.»

دنبالهٔ نوشته...
عضو این خبرخوان RSS شوید